ساختمان پزشکان+

شما در حال حاضر اینجا هستید :

سایت پزشکی و مجله سلامتی راستینه اخبار افسردگی چیست؟ علایم و دلایل افسردگی

به کانال تلگرام بپیوندید

Join Our Telegram Channel

افسردگی چیست؟ علایم و دلایل افسردگیافزودن دیدگاه

افسردگی یک بیماری روانی‌ست که باعث احساس غم و ناراحتی مداوم و از دست‌دادن علاقه می‌شود. اکثر افراد بعضی از مواقع احساس نارحتی، افسردگی و غم می‌نمایند، احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن به مشکلات زندگی و از دست‌دادن چیزها و کسانی که به آنها علاقه داریم، می‌‌باشد. اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بی‌امیدی، بی‌چارگی و بی‌ارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما دچار بیماری افسردگی شده‌اید.

افسردگیبیماری افسردگی بر طرز فکر، احساس و رفتار شما تاثیر می‌گذارد. افسردگی می‌تواند، باعث ابتلای به انواع بیماری‌های جسمی و روانی شود. افراد افسرده ممکن‌است در انجام وظایف روزانه ناتوان بوده و حتی احساس کنند، زندگی ارزش زندگی کردن ندارد. برخلاف تصور افراد افسردگی فقط یک ضعف و ناتوانی نیست و نمی‌توان آنرا به سادگی نادیده گرفت، بلکه یک بیماری مزمن مانند دیابت، فشارخون و … است که باید برای درمان آن اقدام کرد. اکثرافراد مبتلا به بیماری افسردگی بعد از مصرف دارو، جلسات مشاوره و یا سایر اشکال درمان، بهبود می‌یابند.

علایم بیماری افسردگی

برطبق انستیتوی ملی سلامت روانی آمریکا، افرادیکه درچار اختلال افسردگی هستند، علایم و نشانه‌های یکسانی ندارند. بعضی از علایم معمول و متداول افسردگی شامل:

  • مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیم‌گیری
  • خستگی و کاهش انرژی
  • احساس گناه، بی‌ارزشی و یا درماندگی
  • بدون امید به آینده و بدبینی
  • بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
  • بیقراری و نا‌آرامی
  • ازدست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت بخش، شامل رابطه جنسی و …
  • از دست دادن لذت به زندگی
  • پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
  • سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
  • کاهش میل جنسی
  • گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی

علایم معمول افسردگی در کودکان و نوجوانان ممکن است کمی با علایم بزرگسالان متفاوت باشد، نشانه‌های افسردگی در کودکان و نوجوانان می‌تواند، شامل:

  • در کودکان نشانه‌های افسردگی شامل، ناراحتی، بیقراری، نگرانی و ناامیدی باشد.
  • نشانه‌های افسردگی در نوجوانان شامل، اضطراب، عصبانیت و دوری از اجتماع باشد.
  • تغییر در طرز تفکر و برنامه خواب هم یکی دیگر از علایم معمول هم در نوجوانان و هم در کودکان می‌باشند.
  • در کودکان و نوجوانان، افسردگی در کنار سایر بیماریها شامل اضطراب و یا اختلال کم توجهی و بیش‌فعالی رخ می‌دهد.
  • کودکان دچار بیماری ممکن‌است در انجام وظایف مدرسه دچار مشکل شوند.

برای بعضی از افراد علایم افسردگی آنقدر شدید است، که فهمیدن آن به سادگی ممکن می‌باشد، اما بعضی دیگر بدون اینکه بدانند، چرا احساس غم و ناراحتی می‌کنند.

دلایل ابتلا به افسردگی

معمولا دلیل ابتلا به افسردگی، ترکیبی از عوامل ژنتیکی، جسمی، محیطی و روانی می‌باشد. بعضی از این عوامل شامل:

  • انتقال دهنده های عصبی. این مواد شیمیایی طبیعی مغزی با حال و حوصله شما ارتباط مستقیم داشته و نقش کلیدی در افسردگی ایفا می‌کند.
  • هورمون‌ها. تغییر در سطح هورمون‌های بدن، می‌تواند عامل ابتلا به افسردگی باشد.
  • عادات ارثی. افسردگی در افرادیکه در خانواده‌شان سابقه افسردگی دارند، شایع‌تر است.
  • حوادث زندگی. حوادثی خاص همچون مرگ یا از دست‌دادن کسانی‌که دوستشان دارید، مشکلات مالی و استرس شدید، می‌تواند باعث ابتلای شما به افسردگی شود.
  • آسیب‌ها و مشکلات کودکی. آسیب‌های و حوادثی شامل، از دست دادن والدین، تجاوز جنسی و … می‌تواند تاثیرات دائمی بر مغز گذاشته و خطر ابتلای به افسردگی را افزایش دهد.

چه کسانی در خطر ابتلا به افسردگی هستند؟

معمولا افراد در سنین نوجوانی و یا بین دهه دوم و سوم زندگی رخ می‌دهد، اما محدودیت برای آن وجود نداشته و افراد در همه سنین دچار ممکن است، دچار افسردگی شوند. تعداد زنان مبتلا به افسردگی معمولا دوبرابر زنان می‌باشد، اما این آمار دقیق نبوده و شاید بخاطر مراجعه بیشتر زنان به پزشک بوجود آمده باشد. افرادیکه هریک از شرایط زیر درباره آنها صدق می‌کند، خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی آنها را تهدید می‌کند:

  • زنان
  • کسانیکه در خانواده‌شان سابقه افسردگی وجود دارد
  • تجربیات آسیب زننده در کودکی
  • افرادیکه دوستانشان افسرده هستند
  • کسانیکه اعضای خانواده و یا کسانیکه دوست داشته‌اند را از دست داده‌اند
  • کسانیکه به تازگی زایمان کرده‌اند (افسردگی پس از زایمان)
  • کسانیکه سابقه افسردگی دارند
  • کسانیکه به بیماریهای خطرناک از قبیل سرطان، دیابت، بیماری‌های قلبی، آلزایمر و یا اچ ای وی/ ایدز
  • کسانیکه عادات شخصیتی و رفتاری خاصی دارند، مثلا افراد بسیار وابسته، بدون عزت نفس، بدبین و …
  • معتادان به الکل و موادمخدر
  • افرادیکه داروهای خاصی از جمله، داروی فشارخون، قرص خواب و یا سایر داروهای خاص

انواع بیماری افسردگی

انواع مختلفی از بیماری افسردگی وجود دارد، که در ادامه فقط آنها را نام می‌بریم:

  • افسردگی اساسی
  • افسردگی مزمن (dysthymia)
  • افسردگی دو قطبی (اختلال دوقطبی)
  • افسردگی فصلی
  • افسردگی روانی
  • افسردگی پس از زایمان
  • اختلال خلقی ناشی از مواد (SIMD)

عوارض بیماری افسردگی

افسردگی یک بیماری جدی و مهم است که می‌تواند باعث اثرات وحشتناکی برروی فرد و خانواده‌ی وی شود. افسردگی درمان نشده، می‌تواند باعث بوجود آمدن مشکلات عاطفی، رفتاری و جسمی‌ شود. این عوارض می‌توانند شامل:

  • اعتیاد به الکل
  • اعتیاد به مواد مخدر
  • اضطراب
  • مشکلات درسی و یا کاری
  • مشکلات خانوادگی
  • منزوی شدن
  • خودکشی
  • آسیب رساندن به بدن، مثلا زخم کردن خود

شیوع بیماری افسردگی

در ایالات متحده آمریکا حدود ۱۴٫۸ میلیون نفر از بزرگسالان از افسردگی اساسی رنج می‌برند. نرخ خودکشی در بیماری افسردگی نسبت سایر انواع بیماری روانی بالاتر است. متاسفانه بیشتر افرادیکه دچار بیماری افسردگی می‌باشند، بدنبال درمان نمی‌روند. بدون شناسایی و درمان بیماری، افسردگی می‌تواند شدیدتر و سخت‌تر شود.

راههای پیشگیری از ابتلا به افسردگی

هنوز راه قطعی و قابل اتکایی برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی وجود ندارد، اما با برداشتن قدم‌هایی همچون کنترل استرس، برقراری روابط اجتماعی و دوستی، ورزش، رژیم غذایی سالم و درمان بموقع و اولیه بیماری از بهترین روشهای پیشگیری از افسردگی شدید و ناتوان‌کننده می‌باشد.

سایت پزشکی و مجله سلامتی راستینه

منابع

خواندن مطالب زیر به شما پیشنهاد می شود

سلامت روان

کار یا بیکاری؟ کدام یک سالم تر است؟

اطلاعات پزشکی

سندرم روده تحریک پذیر

سندرم روده تحریک پذیر (IBS) چیست؟

اطلاعات پزشکی

انواع مشکلات قلبی

انواع مشکلات قلبی! علائم، تشخیص و درمان آنها

اطلاعات پزشکی

اختلالات خواب

مشکلات خواب تا چه حد جدی هستند؟

سلامت روان

همسرمان را چک کنیم یا نه؟

همسرمان را چک کنیم یا نه؟

اطلاعات دارویی

اس سیتالوپرام

موارد استفاده و عوارض اس سیتالوپرام (لکساپرو)

اطلاعات پزشکی

خارش واژن و درمان آن

خارش واژن و درمان آن

اطلاعات پزشکی

افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان ٬نشانه ها و درمان آن

سلامت روان

اعتیاد به اینترنت!

اعتیاد به اینترنت!

نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. 💙 گفت:

    دوستای عزیزم من فقط یک چیز به همتون میگم ، از خدا هرگز ناامید نشید 💖

  2. حسن گفت:

    سلام بعد از جدایی از نامزدم احساس تنهایی و اینکه دیگران دشمن من هستند داشتم .چند ماهی هست که فوق العاده استرس و اضطراب کلافم کرده .احساس ناامیدی و تنهایی و پوچی دارم .و نمیتونم نزد مشاور و روانپزشک …برم .چون مشکل مالی دارم

  3. کاوه گفت:

    از ۷ سالگی دچار افسرده خویی شدم و بعد از سال ها ادامه دادن و بی اطلاعی از بیماری که دچارش بودم توی سن ۱۴ سالگیم دچار افسردگی اساسی شدم و تو ۱۶ سالگی با مطالعه درمورد بیماری افسردگی متوجه اوضاع روانیم شدم و چندین بار اقدام به درمان کردم و متاسفانه راهکار های پیشنهادی تاثیر چندانی نداشت و روز به روز بدتر شد
    ۱۷ سالگیم دچار اعتیاد به مواد مخدر شدم و بعد از ۴ سال مصرف حرفه ای به سختی. شاید هم به اسانی ترک کردم
    دوبار سابقه ی خودکشی ناموفق داشتم که خودمم نمیدونم چطوری زنده موندم!!!!
    توی زندگیمم تمام دلایل ابتلا به این مورد و داشتم و رد کردم
    دوستان پیشنهاد های جالبی در رابطه با درمان ارائه کردن
    ولی احساس میکنم این راهکار ها برای کسانی که به علت شرایط محیطی و کمبودهای خاص و مهمی از جانب خانواده، دچار افسردگی شدن تنها راه درمانشون تغییر محیط اجتماعیشونه که بیشتر مواقع امری ناممکنه
    تنها خواهشی که ازتون دارم اینه که اگه احساس میکنین کودک یا نوجوانی یا حتی جوانی در شرف ابتلا به این بیماری قرار داره، هرجوری مستونین کمکش کنین و جدی بگیرین قضیه رو
    پر نکردن بموقع این چاله ی زندگی، با گذشت زمان به چاهی عمیق و مرگ اور تبدیل میشه!
    ارزوی سلامتی و شادمانی 🙂

  4. زهرا گفت:

    سلام به همگی امیدوارم هیچ کدومتون ناراحت وبی حال نباشین چون همین یه مشکل جلوی همه کارا رو میگیره منم الان دوساله که هدف خاصی ندارم خسته ام ناامیدم برا هیچ چیزی خوشحال نمیشم ازشوهرم سردشدم باهاش بداخلاقی میکنم ازروی علاقه کارنمیکنم سرم دردمیکنه انرژی ندارم خیلی وقتاهم تنهایی گریه میکنم البته دخترم دوساله که بدنیااومده ازقیافه خودم بدم میاد اینم بگم شوهرم زیادی سرم غرمیزنه دیگه تحمل اونم ندارم اون حق داره امامن داغونم خدابهم کمک کنه خیلی وقته منتظریه تغییرم اماهیچی عوض نمیشه

  5. محمد حسین گفت:

    سلام من ۲۰ سالمه دارم میرم ۲۱ من اصلا حس زندگی رو ندارم خیلی تنهام نه دوستی دارم نه فامیلی که رفت و آمد کنم. بیشتر وقت ها افسرده هستم خیلی از خودم بدم میاد انگار بودو نبودم هیچ فرقی نداره. بعضی وقتها اقدام به خودکشی میکنم ولی خیلی میترسم. حتی جربزه این کارو هم ندارم.
    و چند تا مشکل خانوادگی هم دارم کلا خیلی حالم خرابه
    چی کار کنم؟ یکی کمکم کنه.

  6. م م م گفت:

    سلام،من خیلی افسرده ام ،تنها آرزوم مرگه،۳۵سالمه،کارم رو از دست دادم،امسال خواستم بچه دار بشم که وقتی بدنیا اومد دو روز بعد پرواز کرد و رفت،جلویه چشمام بچم رو گذاشتیم زیره خروارها خاک،دیگه هم نمیتونم بچه دار شم،حالا من موندم و یه دنیا غم،دلم برایه شوهرم میسوزه احساس میکنم باعثه ناراحتیه شوهرم و خانوادم هستم،احساسه گناه میکنم،دعا کنید عمرم خیلی کوتاه باشه همه از من راحت بشن منم ازین دنیایه لعنتی که از عذابم لذت میبره

  7. محمود گفت:

    سلام حدود شش سال تو خارج ایران زندگی کردم بعلت مساعل خانوادگی سه ساله برگشتم تو این سه سال دچار افسردگی شدید شدم کارم شده یواشکی گریه کردن واسه همه حتی به اوگل فروش سر چهار راه نمیتونم بی تفاوت باشم از بس سیگار کشیدم دچار بیماری برگر شدم از سکس نفرت پیدا کردم ۳۷سالمه ولی هر کی میبینتم میگه خیلی بیشتر میخوری نمیدونم چیکار کنم به نظرتون به روان پزشک مراجعه کنم میتونه کمکم کنه به نظر خودم از دست اونا هم دیگه کاری بر نمیاد ممنونم راهنماییم کنید

  8. مجتبي ١٤٥٦ گفت:

    سلام مدتيه كار و بارم خراب شده از پس خرج و مخارج زندگي بر نميام خسته شدم خرج دو خانواده رو دستمه نميدونم بايد چكار كنم بعضي وقتا فك ميكنم خدا فراموشم كرده ديگه اون آدم سابق نيستم خيلي عصبي شدم همكارام خيلي اذيتم ميكنن نميذارن من كاسبي كنم هر روز به يه بهانه اي تن و بدن منو ميلرزونن يا دعوا دارم باهاشون خسته شدم خيلي خسته هيچ راه چاره اي نميبينم درسمو بخاطر مغازه ول كردم مهندسي برق ميخوندم آدم شادي بودم ولي الان از داخل داغونم شايد خنده هاي الكي تحويل بدم كه كسي حالمو نفهمه ممنون ميشم جواب بدين

  9. آرش گفت:

    سلام من ۱۸‏ سالمه و پشت کنکوری ام ‏.‏ آدم خیلی شوخی هستم ولی وقتی تنها میشم استرس دارم و نمیتونم درس بخونم .‏ وضعمون خوب نیس و مشکل مالی هم داریم لطفا راهنماییم کنید چجوری استرس خودمو کنترل کنم درضمن آدمی أم که اعتماد بنفس ندارم و نه نمیتونم بگم و به دیگران خودمو خیلی وابسته میدونم

  10. sina گفت:

    ۱۷سالمه به دلیل از دست دادنه مادرم تنها و بی کس شدم دیگه نه فامیلی حالمو میپرسه نه کسه دیگه ای پدرمم صب میره شب میاد منم ترک تحصیل کردم و حالا بیکار موندم خونه روزا برام بی معنیه کلا امیدی ب زندگی کردن نمیبینم فقط ب فکره خودکشی راحت تری هستم لطفا راهنماییم کنین ب شدت دارم از بین میرم

  11. پریا 22 گفت:

    سلام من همیشه به خوش شانس بودنم اعتقاد داشتم و همیشه هم بد بیاری می آوردم ولی باز به این باور ادامه میدادم میگفتم حتما خیریت بوده اما چند وقته که دیگه بدبیاری به حد اعلا رسیده همش سوتفاهم همش کوچیک شدن خیلی جاها که از دیگران سرترم و باید خودمو نشون بدم زبونم بسته میشه همیشه احترام دیگران رو نگه داشتم اما حتی یه دونه دوست ندارم البته این مسئله منو اونقدر اذیت نمیکنه که این بدبیاری ها اذیتم میکنه هر جای زندگیمو که نگاه میکنم لنگ میزنه هیچ چیز سر جاش نیست تا حدودی غمگینم تنها نکته مثبت زندگیم اینه که رشته مورد علاقم یعنی ریاضی رو خوندم و حالا دارم تو دانشگاه ادامه میدم همه سعی میکنن منو کوچیک کنن همه سعی میکنن بهم فخر بفروشن با این که از نظر هوشی از خیلیاشون شاید بهتر باشم منو راهنمایی کنید ممنون

  12. نیما گفت:

    باسلام
    خیلی ممنونم از مقاله و مطالب عالیتون.
    وپاسخ گویی خیلی خوبتون به سوالات مطرح شده.

  13. a girl... گفت:

    لطفا کمکم کنید

  14. a girl... گفت:

    سلام دختری ۲۱ساله هستم ترم ۵ کارشناسی.هیچ هدفی ندارم نمیدونم چی میخوام از ایندم از یه طرف میخوام تنها باشم از طرفی نمیخوام. با خانوادم بشدت مشکل دارم.اونا منو از بچگی از زمانیکه ۵سالم بود (که یادمه) منو میزدن و فحش های رکیک میدادن تا همین چند سال پیش.الان کتک دیگه نیست ولی فحش ها و ضخم زبان ها و بی احترامی ها و تحقیر ها همیشه هست ازگذشته تا به الان.هرگز محبت مادری ندیدم.دلم میخواد مامانم بمیره ازش نفرت دارم.دلبستگی و شوق وذوق به هیچی ندارم از همه چیز و همه کس بدم میاد به هیشکی اعتماد ندارم.پارسال یکی اومد توزندگیم منو وابسته وعاشق خودش کرد وعقلمو دزدید و بهم تجاوز کردو هنوزم اصرار داره باشه و منو میخواد و من بیرونش کردم از زندگیم وقتیکه یهو به خودم اومدم دیدم ک او یک ادم عوضی فاسد بوده که همزمان با هزاران نفر رابطه همه جوره داشته و اونجا بود که مردم.توی دبیرستان شدم دوست صمیمی یک دختر.اونقدر اذیتم کرد که دستمو باتیغ بریدم به حد مرگ…حالا هیچی ازم نمونده…و خانواده ی نفرت انگیزم که همه دوسشون دارن و خیلی سرشناسن و از درون من بی خبرن میگن توکه کمبودی نداری توکه برات کم نزاشتیم چرا ناراضی ایی… شب و روزم گریه ست و نمیدونم ازچی گلایه کنم.بشدت شدیدا عصبی و داغون و غمگینم و اعصاب و حوصله هیشکیو ندارم نمیخندم به هیچوجه دست خودم نیست موهام همه ریخته کلی بیماری دارم ولی هیشکی بهم اهمیت نمیده دارم توخونه با ادمای بیشعوری زندگی میکنم که شب تاصبح صبح تا شب دهنشون پراز فحش و بد وبیراهه و من حتی از مرد ها هم متنفرم و و اینطورنیستم ک بخوام بگم کاش شوهرکنم خلاص شم.فقط میگم کاش یا بمیرم یا بتونم جدا تنها زندگی کنم ارامش داشته باشم اما مگه بی پول و پشتوانه هم میشه؟فقط برام دعا کنید یک فرشته بیاد دستمو بگیره ببرتم پیش خدا خیلی خستم خیلی خستم بحدی پرخاشگر وعصبی ام ک از خودم متنفرم من از خودم متنفرم چون نشدم چیزی ک میخواستم چون نزاشتن پیشرفت کنم و همیشه جلومو گرفتن و مسخرم کردن و گفتن تو یه احمقی تو کودنی.از ۴سالگی توگوشمه.

  15. binam گفت:

    عرض سلام وخسته نباشید دارم خدمت همه ی دوستای گل و همدرد ک هیچ جارو پیدا نکردن واسه درد ودل و اومدن توسایت حرفاشونو نوشتن…
    اینو مطمئنم که هیچ کس درد آدمو مشکل درون آدمو متوجه نمیشه..فقط خودت میمونی و یه اتاق که اصلا دوس نداری ازش بیای بیرون…بااینکه ازش خسته شدی…روزات تکراریه…اصلا حوصله کسیو نداری هرکی زنگ میزنه میپیچونی…اعتماد ب نفس صفره..ینی جوری ک روت نمیشه باکسی هم صحبت بشی…بیقراری…همه ی اینا دست ب دست هم میده تاتورو نابود کنه…نمیدونم پیش کی برم…نمیدونم حرفامو ب کی بگم..من ک خیلی خستم ینی جوری که شب میخابم ب امید اینکه دیگ بیدار نشم..فقط ازته دلم ازخدا میخام ک حال همه ی ما خوب شه..چون نه کاری از دکتر برمیاد ن کسی دیگ چون کسی نمیتونه درکت کنه،بفهمتت..مطمئن باشید دکتر قرص آرامبخش میده ک همش میخابید وضع بدتر میشه…همین الان ک دارم واستون مینویسم دلم خیلی گرفته..بدجور داخونم رفقا..بخدا میسپارمتون.یاعلی

  16. مرتضی میرخدیوی گفت:

    اقایون دکترها اونچه رو که تو کتابها میخونن مطرح میکنن ولی اصلا دنبال این نیستن که موارد جدید و روز رو پیدا کنن در ایران و کشورهای شبیه اون بیشتر افسردگیها از بیکاری نبود درامد مخارج زیاد . اینها یکطرف از اینجا به بعد بدترینها درگیری خانوادگی که همسران بیشترین فشارها رو به مرد میارن اصلا دلشون نمیخواد حتی فکر کنن چه وضعییتیه فقط بخودشون و خواسته های خودشون فکر میکنن و با فشارهایی که به شوهرشون میارن کم کم اونو به افسردگی میرسونن .
    البته اگه این مسئله اگر به جدائی نکشه .

  17. Fahimmuhammadi گفت:

    من هم افسرده هستم لطفا رهنمایی کنید

  18. امین گفت:

    سلام
    یه مدت قبل پدرم تصادف شدیدی داشت حدودن یه ماه. تو کما بود الان بعد از ۸ماه حالش بهتر ولی خیلی زیاد گریه میکنه اونم بی دلیل از خواب بلند میشه گریه میکنه اصلن نمیدونم چیکار کنم از طرفی نگران اینم نکنه این علام نشانه های افسردگی باشه لطفن راهنمایی کنید

  19. سارا گفت:

    راه چاره این افسردگی ب نظرم,اینه ک نباید تو گذشته زندگی کرد,نباید خود ارمانیمون و ایده المون با واقعیت فاصله زیادی داشته باشه,ویکیم اینکه افسردگی نتیجه اضطرابه.لطفا همه ب این باور برسید ک تو حال زندگی کنید.ن گذشته مرده,ن اینده وهم و خیالی.انتظاراتتونم با واقیتتون تنظیم کنید لطفا.من خودم روانشناسم,ی کمیم افسردگی دارم.چیز عجیبی نیست,ی نوع سرماخوردگی روانیه.امیدوارم همه ما ارامش و شادی رو درون خودمون پیدا کنیم ن اتفاقای بیرون,اشیا و افراد.

  20. راضیه گفت:

    من خیلی احساس بی ارزشی میکنم.توی۱۲سالگی بابامو از دست دادم.با مامانمم رابطه عاطفی ندارم.از دبیرستان دوست پسر داشتم.چندین رابطه عاطفی ناموفق داشتم.۱نامزدی بهم خورده داشتم.الان۲۴سالمه.خیر سرم مهندسم.شاغلم اما داغون و افسردم دلم میخاد بمیرم.هربار میگم برم پیش مشاور اما حوصلم نمیشه

  21. فروغ گفت:

    سلام.من چند وقته ک حس میکنم ثبات شخصیتیمو از دست داد.سر کوچکترین موضوعی بد جور عصبی میشم.اصلا ادمی نبودم ک انقد زود بهم بریزم.رابطه ی احساسی ک قبلا داشتم الان کاملا بهش بی توجهم و میخام کاری کنم ک تنها باشم.ی احساس دو گانه ی بدی توی وجودمه.کمکم کنین لطفا

  22. elnaz گفت:

    سلام دوستای گل من یه مشکل دارم که ازبچگی باهام بوده همیشه اونو دارم ،راستش هرکس منو از برون میبینه اونایی که منو نمیشناسن میگه تو هیچ مشکلی نداری زندگیت خوبه خوشکلی خوش اندامی….ولی یکم که آشنا بشن میگن تو چقد دختر ساکت وتنهایی چقد درون گرایی،ولی حقیقت اینه که منم دلم میخاد دوستای زیاد داشته باشم شوخ طبع وپرتحرک باشم ولی هرترم از دانشگاهم اتاقم عوض میکنم هیچ دوست ثابتی که همیشه باهام بمونه وروش حساب کنم ندارم خیلی تنهام خیلی از این که دیگران منو درون گرا میبینن عذاب میکشم با چن نفر دوست شدم باهاشون بگو بخند صمیمی ولی متاسفانه همشون بهم ضربه زدن منم باهم شون قهر کردم فک میکنم هیچ آدمی که بتونم باهاش دوست بشم و وفادار صادق باشه دور ورم پیدا نمیکنم واسه همین تنها تنهام دیگه افسردگی گرفتم،لطفا اگه کسی پیشنهادی داره راهنمایی داره کمکم کنه

    1. reza666 گفت:

      وای با اینکه پسرم منم همینطوریم دوستی ندارم و همش تو خونم و تو اتاقم

  23. هیچی گفت:

    – توی آینه نگاه کن.
    چی میبینی؟
    + ضعف!
    – دیگه چی میبینی؟
    + هیچی، فقط ضعف!

  24. بهناز گفت:

    بهناز
    مشکلاي من از همه شما بيشتره, اما راضي ام به رضاي خدا, حتما خدا دوستم داره, خداوند هر دردي رو به اندازه توان و ظرفيت بنده ها بهشون اعطا ميکنه, پس ما تواناييم, از اين امتحانا سر بلند بيرون بياييد دوستان, منم ۵ سالي است که طلاق گرفتم و الان سال آخر دانشگامه, مادرمم بي اندازه تو خونه ناراحتم ميکنه و ناسزا بارم ميکنه, و مشکلات غيره, به خداوند توکل کنيد, نظاره گر به زندگيمان خداي يکتاس, عمر ما کوتاس, بيش از ۶٠ سال عمر نميکنيم, همه کوچ ميکنيم به دنياي ابدي, اين دنيا رو يه خواب بدونيد, زود ميگذره, بنده ٢۵ سالمه, فکر نکنيد خيلي سن دارم و دارم شما بزرگواران رو نصيحت ميکنم, روزتون بخير, عمرتون بخير

    1. reza666 گفت:

      چقدر زود ازدواج کردی و جدا شدی

  25. fatemeh678 گفت:

    سلام دختری۱۷ساله هستم….تقریبا از وقتی وارد دبیرستان شدم از جامعه بدم میومد دوست نداشتم برم بیرون همش داخل اتاقمم اصلا اعتماد به نفس ندارم و یک خواهر روانشناس دارم مشکلاتمو که بهش میگم میگه طبیعیه و مختص سنته ولی واقعا تحملش برام سخته وضعیت درسیمم متوسطه هیچکس طرفم نمیاد گاهش اوقات حس میکنم مادرمم نسبت بهم تنفر داره…ماردم چون بیماری دیابت داره خیلی کم حوصلست و با بابام همش در حال مشاجرن….برای همین از اندک زمانی برای فرار کردن از خونه استفاده میکنم اکثر اوقاتمو با خواهر زاده هام میگذرونم احساس میکنم هیچ جا راحت نیستم همش احساس درد داخل قفسه سینم میکنم….

  26. بدشانس گفت:

    سلام.خسته نباشید.من دوران کودکی بسیار سختی داشتمـ.والانم ک هست دارم.دوران کودکی پدرو و مادرم از هم جدا شدن.مادرم با عمویم ازدواج کرد.عمویم فردد بسیار پرخاشگر،عصبی،بددهن،دست بزن هم دارد.خیلی طی دوران کودکی عذاب کشیدم.همیشه شاهد کتک زدن عمویم ب مامانم بودم.زیر مشت و لگد میکرد.واقعا استرس داشتمـ.مادرم از عدم محبت این فرد با یک اقایی دوست شد.زندگی منم سختتر.کلی ب مادرم اصرار و خواهش میکردم اون مردو ول کنه.اما گوشش بدهکار نبود….عمویمم میفهمید و دعوا…الان فردی افسرده.گوشه گیر.بی دلیل شروع ب گریه میکنم.کوچکترین چیزی باعث خوشحالیم نمیشه.بدنم درد میکنه.همش میخوام بخوابم.خیلی خستم از زندگی.خیلی????????

  27. kasra gh گفت:

    سلام
    من از وقتی که رفتم سربازی افسردگیم چند برابر شده،زندگی خیلی برام سخت میگذره،از زندگی و این وضعیت متنفرم و خسته شدم همیشه ناراحت و کلافه و خستم،نمیدونم چیکارکنم

  28. ف ر گفت:

    سلام از اساتیدم فراری ام تحمل حرفاشونو ندارم احساس میکنم آزارم میدن چیکار باید بکنم

  29. alone man گفت:

    سلام . من یک افسرده هستم . از زندگی ناامیدم.هیچ چیز واسم جذابیت ندارد . همه چیز های دوروورم کم رنگ تر می شود . ازهمه سیرم حتی حوصله خودم رو ندارم .همش به گذشته فکر می کنم و افسوس می خورم .نمی دونم دلیل خلقت من تو این دنیا چیه نمی تونم درک کنم هیچی رو نمی خوام مثل بقیه ادم ها زندگی یکنواختی داشته باشم وبعد بمیرم.به خودم می گم من برای چی تو این دنیام که حسرت نداشته هامو بخورم و زج بکشم از این رواله زندگی متنفرم.زندگی خسته کننده اس . همه دوستام رفتم و منو تنها گذاشتن منی که این همه باهاشون رفاقت کردم اخر این کارو باهام کردن.ای لعنت به این زندگی سگی که تنها امیدمو به اینده ازم گرفت من بیشتر از یک افسرده هستم.خسته ام ازاین ادم ها .باور کنید من غمو نمی خوام ولی نمی دونم چرا نمی تونم شاد باشم حتما بخاطره این که پول ندارم اصلا نمی دونم برای چی دارم پست می زارم .خداجافظ ببخشید حالتون رو بد کردم اینها همش بخشی از دردام بود .شماها سعی کنید شاد باشید من که نتونستم. :_( خدایا یا منو بکش یا حالمو خوب کن

  30. nasim گفت:

    با عرض سلام
    من دختري هجده ساله هستم و حدود هفت ماهه طلاق گرفتم, مشكل افسردگي براي من زماني شروع شد كه احساس كردم در مورد همچي زود قضاوت كردم و در اين موانع به روان پزشك مراجعه كردم ولي هنوز نتيجه ي مطلوبي به دست نياوردم.

    1. reza666 گفت:

      چرا انقدر زود ازدواج کردی و الانم… ولی باید با یه چیزی خودتون مشغول کنید مثلا رفتن به سرکار. البته خودمم افسرده ام 🙁

  31. علي گفت:

    با سلام خدمت شما
    من مدتي هست كه احساس ميكنم دچار افسردگي شدم
    به طوري كه اصلا هيچ چيزي برام با ارزش نيست
    روزي بيشتر از پونزده ساعت كار ميكنم و شبا تو خونه تنهام
    افسردگي من از اين دنياست
    از بي معني بودن اون كه چرا اصلا ما هستيم توي اين دنيا
    اصلا چه كار داريم اينجا و …
    چندتا چيز هم بگم كه شايد لازم شد براي راهنماييم
    نوزده سالمه
    يكم كنجكاو هستم
    اهنگ غمگين فقط گوش ميكنم
    پدر و مادرم يه شهر ديگه زندگي ميكنن
    و سابقه اين افسردگي رو تو سن چهارده پونزده سالگي هم داشته بودم اما اون موقع خوب شدم

    ناراحتم از گذر زمان
    كه چرا زمان دست ما نيست
    ناراحتم از اينكه ميدونم پدرم قراره پير بشه
    دلم ميخواد جواب خوبي برام بنويسيد 🙁 ممنونم ازتون

  32. سارا گفت:

    با سلام.من دختری نوجوان هستم.یه مدتیه فکر میکنم هیچ کسیو دوست ندارم و نسبت به همه بی تفاوتم.اول فکر کردم بی احساسم ولی زود میخندم زود گریه میکنم.حتی احساس دلسوزی هم دارم.با توجه به اینکه تو سن بلوغم ممکنه فقط تلقین کنم کسی رو دوست ندارم و فقط به خودم انرژی منفی بدم؟بعد از سن نوجوانی این بی تفاوت بودن نسبت به دیگران از بین میره؟با تشکر

  33. سارا گفت:

    با سلام.من دختری نوجوان هستم.یه مدتیه فکر میکنم هیچ کسیو دوست ندارم و نسبت به همه بی تفاوتم.اول فکر کردم بی احساسم ولی زود میخندم زود گریه میکنم.حتی احساس دلسوزی هم دارم.با توجه به اینکه تو سن بلوغم ممکنه فقط تلقین کنم کسی رو دوست ندارم و فقط به خودم انرژی منفی بدم؟بعد از سن نوجوانی این بی تفاوت بودن نسبت به دیگران از بین میره؟

  34. رحمت الله گفت:

    سلام برادران عزیز

    توصیه ما مراجعه به روانپزشک می باشد. با کمک ایشان می توانید مشکل خود را درمان نمایید.

  35. ژيلا گفت:

    سلام من يك سال زود عصبي مى شؤم داد ميزنم بچه مو ميزنم همَّشها تو خودمم. حوصله هيچ كس را نًدارم سر بچه ام داد مى زنم. وسواس و فارموش كار شدم. لطفاً راهنماييم كنيد. ژيلا

    1. با سلام شما باید حتما تحت نظر رورنپزشک باشید نگران نباشید مشکل شما کاملا قابل درمان است

  36. بانو گفت:

    دختر هستم با قیافه و وضع مالی نسبتا خوب. شغل خوب و خونه و ماشین هم دارم. پدر و مادرم به دردناکترین شکل ممکن پیش چشمام فوت کردن. مجردمو همسرو فرزند ندارم. به خاطر افسردگی شدید خواهرو برادرم ترکم کردن وتنها با یکی از خواهرام معاشرت دارم. با فامیل و دوستان به هیچ وجه کاری ندارم. تمام سرگرمیم شده رفتن به اداره و برگشتن. کوچکترین انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارم. حتی مرگ من هم کسی رو بی سرپرست و نگران نمیکنه. خیلی داغونم ولی خودکشی هم نمیکنم.پیش هر روانشناسی رفتم نتیجه ای نگرفتم. روانپزشکها هم اینقدر قرص بهم میدن که تا زمان مصرف گیج و منگم.هیج کمکی ازتون نمیخوام فقط میخواستم بدونین ی آدم با این حال بحرانی هم وجو داره.

    1. وحید گفت:

      من مدل بانو هستم تنها

    2. محمدرضا گفت:

      امید وارم از این وضعیت سخت رها بشید.☺

    3. سمیرا سرویس دهی این سایت عالیه سپاسگزارم گفت:

      بله دوست عزیزم من عاشق همسرم بودم واو اعتیاد شدید داشت وبخاطره خیانت واینکه دخترم ر خطره مرگ قرار گرفته بود وایشون بخاطر توهم بچمو دات خفه می کرد.جدا شدم.خانواده ثروتمندی دارم که زندگیشان پوا است وپول هست وپول.من تا مرز کما رفتم و همه دکترا تشخیص دادن بر اثر افسردگیه.باید خودتون به خودتون کمک کنید.اینا گفتنش خیلی اسونه ولی مثله مرگه بازم خوبه شاغلی سعی کنید یه ورزش انتخاب کنید واهنگ های شاد لذت ببرید واز سیاست وخبرهای ناراحت کننده دوری کنید وسنگاتونو با خودتون وا بکنید اره می خوام زندگی کنم و وقتی به موفقییت رسیدید انقدر لذت می برید که دنیا بهشت میشه.حتی با غم هاش

    4. sina گفت:

      اره بخدا وجود داره یکیش منم من

  37. sara گفت:

    تمامی این علایم تو من دیده میشه…چی کارکنم اخه….

    1. باسلام خدمت شما
      برای بررسی و درمان میبایست به متخصص روانپزشکی مراجعه نمایید.

  38. فرشته گفت:

    ممنون ازتون

  39. roksana گفت:

    وااااااااااااقعاااااااا زحمت کشیدید بعد از ۱۰ روز اینو جواب دادیدو گفتین برم پیش دکتر خسته نشین اینقدر فکر میکنید….

    1. باسلام خدمت شما
      متاسفانه امکان پاسخ سریع به همه نظرات و سوالات وجود ندارد. بعلاوه سایت پزشکی راستینه سایتی برای اطلاع رسانی بوده و سایتی درمانی نمی باشد.
      انشالله با کمک خداوند و مشاوره و درمان پزشکی مشکل شما برطرف خواهد شد.

  40. افسون گفت:

    سلام خسته نباشید من باردار هستم هفته بیستو ششم ودچار افسردگی شده ام الان تحت درمان با فلوکستین هستم ولی وضعیت من رو به بهبود نیست نگرانم که این قضیه همیشه همراه من باشد لطفا به من کمک کنید

    1. باسلام تا زمانیکه با پزشک زنان و روانپزشکتان همراه و هماهنگ باشید نیازی به نگرانی نیست. اختلالات هورمونی و فشار عصبی این دوران می تواند باعث افسردگی شود.
      به خداوند توکل نموده و با انرژی از زندگی لذت ببرید.

  41. حسین خانی گفت:

    میخاستم اگه به بیمار افسرده بگیم تو دچار افسردگی شدی مشکلی داره
    اخه من مادرم دچار افسردگی شده با این علائم که شما گفتید
    ولی اون میگه که منو جادو کردند و اینها اسره طلسم و جادوئه
    مرسی اگه سریع جواب بدید

    1. باسلام خدمت شما
      شما میبایست به متخصص روانپزشکی مراجعه نموده و مشکل را کاملا برای ایشان توضیح دهید تا راهکاری برای راضی کردن ایشان برای مراجعه اعلام کند.

  42. حسین خانی گفت:

    میخاستم اگه به بیمار افسرده بگیم که تو دچار افسردگی شدی مشکلی داره
    اخه من مادرم دچار افسردگی شده با این علائم که شما گفتید
    ولی اون میگه که منو جادو کردند و اینها اسره طلسم و جادوئه
    مرسی اگه سریع جواب بدید

  43. roksana گفت:

    سلام خسته نباشید من چند روز قبل متنی برای شما فرستادم اما هنوز جوابی ندادید اگر زودتر جواب بدید ممنون میشم

  44. رکسانا گفت:

    سلام خسته نباشید ..یه مدتیه حوصله هیچ کسو ندارم هیچ چیز خوشحالم نمیکنه شبها با وجود خستگی سخت به خواب میرم و تا صبح چند مرتبه بیدار میشم و دوباره سخت میخوابم خواب های اشفته میبینم نسبت به فردی که از نظر عاطفی تو زندگیم بوده بی دلیل بسیار سرد و بی احساس شدم و احساس بی تفاوتی میکنم به بودن یا نبودنش..احساس میکنم شخصیت بدی دارم و از شخصیت خودم راضی نیستم ۲۰ سالمه فوق دیبلم دارم و در شرکتی مشغول کار هستم لطفا راهنماییم کنید

    1. باسلام خدمت شما
      توصیه ما مراجعه به روانپزشک می باشد. با کمک ایشان می توانید مشکل خود را درمان نمایید.

    2. میلاد .. گفت:

      شاید شما افکار هایی را دارید که فکر میکنید دیگران این هارا ندارن ویا به افکار های شما ارزش قایل نیستند وفکر میکنید که هیچکس همفکر شما نیست وبه این دلیل به بودو نبوده افراد اطراف تان بی تفاوت می شوید پیشنهادم اینکه سعی کنید افراد جدیدیرا پیدا کنید وباانها معاشرت وروابط برقرار کنید وسعی کنید که گذشته را فراموش کنید …..

  45. امید جلالیان گفت:

    برای درمان مقتعی افسرده کی :۱-به محیت شادبروید ۲-باافراد مثبت معاشرت کنید ۳- متالب شاد بخوانید ۴- فیلمهای شادببینید ۵-شربت رعفران بخورید ۶- به تبیعت بروید ۷- دعا و قران بخوانید ۸- داروهای ارمش بخش بخورید ۹- به خاترات خوش رجوع کنید ۱۰- موریک شاد کوش کنید ۱۱- . . .

    1. Màhdí گفت:

      ماشالا املا?

    2. هادی رستمی گفت:

      داداش شما که سواد نوشتن نداری محیط و محیت. مطالب و متالب و ضایعتر از همه طبعیت و تبیعت. خاطراتتم که خاترات نوشتی. چهار تا جمله نوشتی ده تا غلط املایی داشتی بعد واسه مردم نسخه میپیچی. مردم ما چوب ادمایی مثل تورو میخورن که هیچی حالیشون نیست و ادعای دانایی میکنن..

      1. سوفیا گفت:

        ط گوشیش مشکل داره

  46. fatemeh گفت:

    سلام امیدورام خوبو خوشو سلامت باشین چن مدتیه تو خودمم از شلوغیو آدما متنفرم دوست دارم تنها باشم کسی پیشم نباشه حوصله کسیرو ندارم همیشه سردردم فک میکنم الکی زنده ام فک میکنم چرا خدا منو بوجود اورد از همچی سیرم دوس دارم بمیرم اصن براچی باید زنده باشم
    دانشجو ترم ۳ارشدم بیکارم این همه درس میخونیم مملکت ما همش پارتی بازیه یه عده ادم بیسواد میرن سرکار ما تحصیل کرده ها باید بیکاربشینیم یکی از استادید این ترم بمون نمره نداد از همون موقع حالم برگشت دانشجوی متوسطی بودم تو ارشد نمراتم اکثر۱۵به بالا بود نمیدونم چرا شانس اینجوری رقم خورد یه درس بجای اینکه ۱۲شم .۱۰شدم کل سیستمم ریخته بهم از خودم بدم میاد

    کمکن کنین

    1. باسلام خدمت شما
      ضمن ابراز همدردی با شما به بیان نکاتی میپردازیم
      شما دچار افسردگی شده اید و با توجه به مشکلات مشکلتان درحال پیشرفت است، میبایست به رواپزشک مراجعه نمایید، اگر نگران هزینه هستید، می توانید به بیمارستان های تخصصی اعصاب و روان مراجعه نمایید.
      هرچند مشکل بیکاری و ظلمی که در حق شما قابل درک است، اما به یاد داشته باشید که شما تنها فرد بیکار نیستید، بعلاوه تنها مشکل دنیا بیکرای نیست خیلی از افراد حاضرند همه مشکلاتشان را بدهند و فقط بیکار باشند. دلیل کاهش توان شما در برابر بیکاری و مشکل با استاد بیماری افسردگی است، ابتدا اقدام به درمان کنید، بعد از انرژی گرفتن شروع به مبارزه با مشکلتان نمایید. بعد از درمان قدرتی دوچندان در خود حس می کنید.
      بیاد داشته باشید که مراجعه به روانپزشک و درمان بسیار مهم بوده، به شما دیدی جدید به زندگی و انگیزه برای تلاش و مقابله با مشکلات میدهد. به خدا توکل کنید و با انگیزه و روحیه ای جدید به زندگی نویی برای خود بوجود آورید.

    2. میلاد .. گفت:

      پیشنهادم اینکه همیشه امیدوار باشید وسعی کنید عشق وشورو نشاطو از زندگی خود دور نکنید و هیچ وقت درس را برای در اوردن پول نخوانید چون در درس اصلا پولی نیست امیدوارم که فردا های بهتر در انتظار شما باشدمیل